;
سرگرمی

حکایت کشاورز و خر بیچاره: خری که از مردم باهوش تر بود!

حکایت کشاورز و خر بیچاره: داستان کشاورز و خربیچاره داستان جذابی دارد. ادبیات فارسی سرشار از داستان و حکایت است. نکات اخلاقی و تربیتی در این داستان ها، فراوان است و هر کس می تواند با توجه به نتایج این داستان ها، شیوه و روش مناسب تری را برای زندگی انتخاب کند. در اکثر این داستان ها انسان را به خود بودن فرا می خواند و او را از دورویی، ریاکاری و … باز می دارد. در این بخش داستان کشاورز و خربیچاره را با شما دوستان گرامی به اشتراک خواهیم گذاشت.

با بخش سرگرمی مجله اینترنتی گفتنی همراه باشید.

این هم جالبه: بازی فکری: اگه باهوشی در حد بوندسلیگا بگو کدوم یکی رئیسه؟!

حکایت کشاورز و خر بیچاره

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ….

حکایت کشاورز و خر بیچاره

این هم جالبه: چیستان قرآنی: نام دو کشور که در قرآن نقطه ندارند؟

نتیجه اخلاقی:

مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.


امیدواریم از حکایت کشاورز و خر بیچاره لذت برده باشید. شما هرروزه در مجله اینترنتی گفتنی مطالب متنوعی از انواع حکایت و ضرب المثل و داستان را می توانید ببینید و لذت ببرید. همچنین می توانید در شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام و فیس بوک گفتنی ما را دنبال کنید.

 

این هم جالبه:

حکایت قورباغه ها و لک لک ها / داستانی پندآموز برای همه

حکایت غول چراغ جادو و رئیس شرکت

مهتاب منصوری

مهتاب هستم، فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سوره تهران علاقه بسیاری به شخصیت های کارتونی و انیمیشنی دارم و اوقات فراغتم رمان های عاشقانه رو دوست دارم مطالعه کنم. من از زمستان 1402 به خانواده گفتنی پیوستم و در همین مدت کوتاه خیلی چیزها یاد گرفتم و دوست دارم مهارت هام رو روز به روز افزایش بدم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − هفت =

دکمه بازگشت به بالا