سبک زندگیرابطه و ازدواج

چرا همیشه در روابط عشقی شکست می خورم؟

علت تکرار شکست در روابط عشقی: گاهی اوقات الگوها را تکرار می کنیم و شکست های یکسانی را در چندین رابطه تجربه می کنیم. دریابید که چرا این اتفاق می افتد و چه کاری می توانید برای شکستن چرخه انجام دهید. اگرچه ما دوست داریم عشق ابدی و قدرتمند باشد، اما حقیقت این است که روابط عاشقانه پایان می یابد. برخی افراد یک چرخه را در زندگی ما کامل می کنند و سپس مسیرها از هم جدا می شوند. این طبیعی است. با این حال، گاهی اوقات متوجه می شویم که یک فیلم دراماتیک یکسان را بارها و بارها با بازیگران مختلف تکرار می کنیم. اگر احساس می کنید که همیشه همین اتفاق برای شما در روابط می افتد، مهم است که اقدام کنید. با بخش سبک زندگی از وب‌سایت گفتنی همراه باشید.

این احساس می تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود: شما تمایل دارید با همه شرکای خود مشاجره های یکسانی داشته باشید یا در تمام روابط خود کمبودهای یکسانی را احساس کنید. شاید هرگز نتوانید به سمت تعهد پیش بروید یا قربانی چندین خیانت شده باشید. شاید شرکای عاشقانه شما تمایل دارند به شما بی احترامی کنند یا احساس می کنید که خیلی بیشتر از چیزی که دریافت می کنید می دهید. در هر صورت راهی برای بهبودی وجود دارد.

همچنین بخوانید: چگونه زخم طرد شدن را التیام دهیم؟

الگوهایی که در روابط زوجین تکرار می‌شوند معمولاً بازتابی از روشی است که ما در کودکی یاد گرفتیم با هم پیوند برقرار کنیم، چیزی که در سال‌های اولیه درباره عشق یاد گرفتیم. سعی کنید آنچه را که در رابطه والدین خود دیدید، رفتار آنها با یکدیگر و رفتار آنها با شما به یاد بیاورید.

بزرگ شدن در خانه‌ای که در آن فریاد زدن، بی‌احترامی یا بی‌تفاوتی دائمی است، اثری ایجاد می‌کند. در ذهن کودکانه مان فرض می کنیم که این امری عادی و قابل انتظار است، این عشق است. به همین ترتیب، اگر ما بدون قید و شرط مورد محبت والدین نبودیم، یاد گرفتیم که محبت را باید به دست آورد. شاید با افراط، مطیع بودن یا مطابقت با آن چه از ما انتظار می رود.

ما در بزرگسالی نمی توانیم با شهود و احساسات خود ارتباط برقرار کنیم. نشانه‌های اشتباه را نادیده می‌گیریم و فقط بر حفظ پیوند تمرکز می‌کنیم، مهم نیست چقدر مضر باشد، تا تنها نمانیم. از این موقعیت ترس و کمبود، ایجاد و حفظ یک رابطه سالم غیرممکن است.

کودک دعوای پدر و مادرش را می بیند

تجربیات عشقی که والدینمان در مقابل ما داشتند، ما را نشانه می‌گیرد. ما یاد می گیریم مانند آن ها پیوند برقرار کنیم.

همچنین بدانید: رابطه جنسی بیشتر از ورزش کالری می سوزاند: افسانه یا واقعیت؟

انتظارات عاشقانه خود را مرور و تنظیم کنید

برای بسیاری از مردم، پویایی همیشه یکسان است: همه چیز عالی پیش می رود، رابطه جاری است و شور و اشتیاق سرریز می شود، اما ناگهان همه چیز به پایان می رسد. به دلایلی، آنها نمی توانند روابط خود را به سطح بعدی از تعهد و شکست های احساسی زنجیره ای ببرند که باعث می شود احساس گناه و نقص کنند.

اگر تصور نادرستی از عشق و انتظارات غیر واقعی داشته باشیم، ممکن است این اتفاق بیفتد. باید بدانیم که عاشق شدن تنها یک مرحله اولیه است و نمی توانیم آن را برای همیشه حفظ کنیم.

با گذشت زمان ما جنبه کمتر دوستانه طرف مقابل را کشف می کنیم و همچنین سایه خود را نشان می دهیم. ما با چالش ایجاد یک عشق بالغ تر، مبتنی بر صمیمیت و ارتباط و بدون ایده آل سازی اولیه روبرو هستیم.

برای برخی افراد این احساس مشکل است. هنگامی که تخلیه انتقال دهنده های عصبی کاهش می یابد، هنگامی که اشتیاق تثبیت می شود، آنها تصور می کنند که چیزی اشتباه است، که رابطه کار نمی کند.

این می تواند آنها را به جدایی یا شروع یک پویایی از خواسته ها و ادعاها نسبت به دیگری که زوج را فرسوده می کند، سوق دهد. در واقع، برای درک لحظه ای که می گذرانید کافی است.

همچنین بخوانید: چرا بعضی ها اینقدر راحت عاشق می شوند؟

خودتان را در چه موقعیتی قرار می دهید؟

طبیعی است که برخی از روابط به نتیجه نمی رسند. و زمانی که این اتفاق بیفتد، ما این فرصت را داریم که اتفاقات رخ داده را بازتاب و تحلیل کنیم تا در آینده اشتباهات را تکرار نکنیم.

تشریح دوئل بسیار ضروری است تا به ما امکان بهبودی داده شود و بتوانیم آموخته هایی را که هر رابطه از ما می گذارد استخراج کنیم. با این حال، همه افراد به خود اجازه این فرآیند را نمی دهند.

اگر همیشه همین اتفاق برای شما در روابط می افتد، شاید به این دلیل است که خود را در موقعیت قربانی قرار می دهید. شما احساس می کنید که شانس بسیار بدی دارید، همه چیز بد پیش می رود، همه چیز برای شما اتفاق می افتد. شما تمایل دارید شرکای خود را سرزنش و قضاوت کنید و از خود نپرسید که سهم شما از مسئولیت چیست. همچنین، در اسرع وقت وارد یک رابطه جدید می شوید، زیرا عمیقاً از تنهایی بیزار هستید.

این نگرش فقط باعث می شود که تجربه های مشابه را بارها و بارها تکرار کنید، زیرا تغییرات لازم را یاد نگرفته اید یا ایجاد نکرده اید. بنابراین، ضروری است از خود بپرسیم که آیا کمبود عاطفی، ترس و وابستگی در ما وجود دارد که مانع از موفقیت ما در روابط عاشقانه می شود.

اگر همیشه همین اتفاق می افتد، نگاهی به باورهای خود بیندازید

یکی از بهترین راه‌ها برای کشف این که چرا الگوها را تکرار می‌کنیم این است که آن چه را که درباره خود، دیگران و روابط باور داریم تجزیه و تحلیل کنیم. این افکار، گاهی ناخودآگاه و عمیقاً ریشه‌دار، چیزی هستند که انتخاب‌های شریک ما و نحوه تفسیر و رفتار ما را در پیوند راهنمایی می‌کنند.

باورهای شما ممکن است کاربردی ترین نباشند-علت تکرار شکست در روابط عشقی

ممکن است خودپنداره منفی و عزت نفس پایینی داشته باشید . ممکن است فکر کنید که به اندازه کافی جذاب، بامزه یا باهوش نیستید، که لایق دوست داشتن، احترام یا اولویت بندی نیستید. این بدون شک شما را به انتخاب شرکای خودشیفته و خودمحور و تحمل بدرفتاری و بی احترامی سوق می دهد.

ممکن است فکر کنید که همه مردان خیانت می کنند یا همه زنان سطحی یا خودخواه هستند. این نوع باورها می توانند به عنوان یک پیشگویی خودکامه عمل کنند که روابط را خراب می کند.

اگر فکر می کنید که شریک زندگی تان به شما خیانت می کند، ممکن است به کنترل یا زیر سوال بردن او عادت کنید و این باعث می شود که او از رابطه احساس نارضایتی کند و در نهایت به شما خیانت کند.

از سوی دیگر، مفهوم عشق شما نیز می تواند یک کشش واقعی باشد. آیا فکر می‌کنید که عشق فداکاری و تحویل است، که باید برای شریک زندگی خود از راه خود دست بردارید و بخش‌های دیگر زندگی‌تان را رها کنید؟ آیا احساس می کنید که روابط یک یوغ است و آزادی را از شما سلب می کند؟ در هیچ یک از این موارد، شما از یک موقعیت سالم پیوند نخواهید داشت و تمایل به وابستگی یا گریزان دارید. این نیست که روابط شما کار نمی کند، بلکه اجازه نمی دهید آنها کار کنند.

باورهای از پیش تعیین شده-علت تکرار شکست در روابط عشقی

باورهای از پیش تعیین شده در مورد دیگری و عشق می تواند ما را به حسادت مداوم، بی اعتمادی یا احساس گرفتار شدن در یک پیوند سوق دهد.
تو نمیدونی چی میخوای
در نهایت، اگر بعد از جدایی زنجیره ای از هم جدا شوید، احتمالاً این اتفاق می افتد زیرا شما نمی دانید چه می خواهید. این عدم وضوح می تواند شما را به سمت انتخاب افرادی سوق دهد که مناسب ترین آنها نیستند و انرژی خود را در روابطی سرمایه گذاری کنید که مشخصاً سرنوشت آنها شکست است. برای اینکه این اتفاق نیفتد، به تجربیات قبلی خود نگاه کنید و نتیجه گیری کنید. از یک شریک چه می خواهید؟ چه چیزی را حاضر نیستی اجازه بدهی؟

این حداقل های غیرقابل مذاکره و آن خطوط قرمزی که نمی توان از آنها عبور کرد، باید در ذهن شما کاملاً واضح باشد و باید به آنها متعهد باشید. چگونه؟ نپذیرفتن روابطی که متناسب با نیاز شما نیست.

آیا همیشه همین اتفاق برای شما در روابط می افتد؟

به طور خلاصه، و به همان اندازه که اعتراف به آن برای ما هزینه دارد، وجه مشترک همه روابط گذشته ما خودمان هستیم. بنابراین در خود ماست که باید به دنبال مشکل و راه حل باشیم. شما فقط می توانید با خود، باورها، انتظارات و نگرش های خود، آنچه انتخاب می کنید و آنچه را که می پذیرید، کنار بیایید.

بنابراین، اگر همیشه همین اتفاق برای شما در روابط می افتد، از سرزنش دیگران دست بردارید و مسئولیت زندگی عاشقانه خود را بر عهده بگیرید. وقتی زخم ها، ترس ها و کاستی های خود را می بینید، وقتی آنها را التیام می دهید، آن الگوها دیگر تکرار نمی شوند

لینک های بیشتر:

5 نشانه که نشان می دهد می توانید یک رابطه جدید را شروع کنید

اثر میکل آنژ در روابط: در مورد چیست؟

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × سه =

دکمه بازگشت به بالا