فرهنگ و هنرسینما

خلاصه و نقد فیلم علفزار: فیلم اجتماعی با مضمون آزار جنسی

خلاصه و نقد فیلم علفزار: فیلم علفزار برگرفته شده از تعدادی پرونده‌های قضائی با موضوع تجاوز ساخته شده است. در این بخش از فرهنگ و هنر به خلاصه و نقد این فیلم با تم اجتماعی خواهیم پرداخت. با وب سایت گفتنی همراه باشید.

خلاصه و نقد فیلم علفزار

خلاصه داستان:

کاظم دانشی کارگردان علفزار گفته: داستانی که در «علفزار» روایت می‌شود ترکیب نزدیک به ۱۵ پرونده مشابه در این زمینه است و تمام ماجراها و داستانک هایی که در فیلم وجود دارد مربوط به پرونده‌های مختلف است. البته این را باید بگویم در پروسه تحقیقی که پشت سر گذاشتم بالای ۳۰۰ پرونده مطالعه کردم اما در فیلم از ۱۵ پرونده استفاده شده است و ماجرای این پرونده‌ها در چارچوب یک داستان به هم تنیده شده است که می‌توان گفت برخی از این داستان‌ها برای یک شهر است. می‌توانم بگویم که از اتفاقات واقعی استفاده کردم تا بتوانم یک داستان را خودم تألیف کنم و سعی نکردم که تنها یک پرونده تجاوز را بررسی کرده و نعل به نعل آن را بازسازی کنم، چرا که سعی کردم داستان دارای ریتم و تعلیق لازم برای جذب مخاطب باشد.

همچنین بخوانید: بهترین نقش هایی که بازیگران آن، بابتش عجیب‌ترین کارها را انجام دادند

اسامی و بیوگرافی بازیگران فیلم علفزار:

  • پژمان جمشیدی
  • سارا بهرامی
  • ستاره پسیانی
  • ترلان پروانه
  • صدف اسپهبدی

خلاصه و نقد فیلم علفزار

خلاصه و نقد فیلم علفزار- سارا بهرامی و پژمان جمشیدی در فیلم علفزار

نقد فیلم

«علف‌ زار» چند قصه‌ی متفاوت را دنبال می‌کند، داستان‌هایی که هرکدام بیان‌گر یکی از معضلات مهم جامعه امروز ایران هستند. دانشی تلاش کرده داستان این آدم‌ها را کاملا منطبق بر واقعیت جاری در جامعه تعریف کند و ذره‌ای از رئالیسم خشک و خشنی که مدنظرش بوده کوتاه نیاید. داستان‌هایی پیچیده که مدام به هم قطع می‌شوند و تماشاگر را درگیر و مشتاق تماشای فیلم نگه می‌دارند. فیلم شخصیت‌پردازی نسبتا خوبی هم دارد و موفق می‌شود تصویر ملموس و انسانی از کاراکترها به تماشاگر ارائه دهد. این فیلم بر اساس پرونده‌های قضایی واقعی است و سه چهار داستان را با یکدیگر مخلوط کرده است، داستان اصلی درباره یک سری آقا زاده است که در یک پول پارتی رفته‌اند و سپس نزاعی بین آنها و پسران صاحب باغ صورت گرفته و کار به جاهای باریک‌تر هم کشیده شده است؛ در کنار آن خرده داستان‌هایی وجود دارد که بود و نبودشان تاثیر خاصی در فیلم ندارد و قرار گرفتن‌شان صرفا برای عوض کردن حال و هوای فیلم و جان بخشیدن به ریتم آن است.

علفزار فیلم بسیار تلخی است، واقعه‌ای که در حال تعریف است هرچقدر بازتر می‌شود تلخ‌تر و کثیف‌تر می‌شود؛ وجود پرونده‌های ثانویه‌ای مانند آن زوج معتاد که دنبال شناسنامه برای فرزندانشان هستند مانند نباتی کوچک در بین این حجم از تلخی است. وجود این داستانک‌ها همانطور که گفت شاید به جریان اصلی فیلم کمکی نکند اما به نظر می‌رسد بودنشان ضروری است چرا که بدون حضور آنها، ریتم فیلم بسیار سخت و کند می‌شد.

تقریبا تمام فیلم علفزار در یک دادسرا می‌گذرد، فضایی که نمی‌دانم تا امروز گذرتان به آن خورده و یا نه اما دو ساعت ماندن در راهروهای آن، صبر ایوب می‌خواهد. این فضاها پر از پتانسیل برای داستان نویسی و فیلمنامه نویسی هستند و تا امروز تنها موضوعاتی مانند قصاص مورد توجه فیلمسازان ایرانی قرار گرفته است. کاظم دانشی (کارگردان فیلم) اما با درایت بیشتری به سراغ این پرونده‌های قضایی رفته و دست روی مواردی گذاشته که کمتر درباره آن شنیده شده است.

فیلم به عنوان یک فیلم دادگاهی، تعلیق و هیجان خوبی در ابتدای راه خود دارد، ماجرا وقتی پیچیده‌تر می‌شود تماشاگر به وجد می‌آید اما سندروم «هرچه پیش برود، بدتر می‌شود» در اینجا هم گریبانگیر علفزار شده و با گذشت فیلم، ارزش آن رو به کاهش می‌رود. فیلم در یک ربع پایانی دیگر عملا وارد یک سرازیری می‌شود و پایان بندی فیلم هم بسیار سرسری است و یکی از بدترین پایان بندی‌های عناوین سینمایی در جشنواره امسال به حساب می‌آید.

هر برداشت اجتماعی یا جامعه‌شناسانه دیگری که داشته باشد مهم‌ترین دغدغه‌اش آینده‌ای است که برای کودکان به ارث خواهیم گذشت. وقتی وضع الانمان اینقدر خراب است، دیگر به آینده چه امیدی می‌توان داشت؟ علفزار چنان وضعیت اسفبار و تیره و تاری را پیش روی ما قرار می‌دهد که هیچ روزنه‌ی امیدی باقی نمی‌ماند. چنین حسی در فیلم و در سینما حتمام مذموم است. انگار که ما صفحه‌ی حوادث یک روزنامه را ورق زدیم و فقط شرح سیاهی‌ها را خواندیم و تمام.

ما به شخصیت بازپرس نزدیک نمی‌شویم. شرح علت و اضطرار انتقالی گرفتن او، که در درام قرار است مقابل شرافت او قرار بگیرد، به غیر یک اشاره‌ی کوچک شرح دیگری داده نمی‌شود

وضعیت درام، تعلیق و کنش در فیلم علفزار نامتوازن است. چرا که روایت آشفته است. انگار یکسری چیدمان انجام شده تا هم فیلم کمی حرف سیاسی بزند – دخالت بالادستی روی پرونده‌ها – هم نقد اجتماعی بکند – وضعیت اسفبار سه کودک در فیلم – و هم وضعیت تیره و تار کنونی را تصویر کند – ماجرای تجاوز و معماری کلی فضای فیلم که مثلا در تمام پلان‌های دادسرا دو نفر در حال کتک‌کاری هستند – اینگونه نمی‌شود قصه روایت کرد.

 

لینک های مرتبط:

خلاصه و نقد فیلم سینمایی برادران لیلا: جدیدترین اثر جنجالی سعید روستایی

12 فیلم برتر کره ای که با دیدنشان عاشق سینمای کره خواهید شد!

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده + 4 =

دکمه بازگشت به بالا