سرگرمی

حکایت شیخ صنعان و عاشق شدنش: وقتی زیبایی زن جرم است!

حکایت شیخ صنعان: حتما این حکایت مشهور عطار را شنیده اید که اگر نشنیده اید در ادامه می توانید بخوانید. عطار همچون هم قطاران خود در دوران گذشته تصور خاصی از زنان دارد که بر اساس منطق مردانه شکل گرفته است.

مطابق نگاه سنتی، “زیبایی دامِ ره است” و انسان، بویژه زنان، لباس و چهره‌شان هر چه نازیباتر باشد، ایمان دیگران کمتر بر باد می‌رود.

 

اینکه مرحوم شیخ صنعان با یک نظر به دختری ترسا عاشق او شد، علتش این بود که شیخ در عمرش زن زیبای چندانی ندیده نبود.

سعدی گفته است “چو زن راهِ بازار گیرد بزن/ وگرنه تو در خانه بنشین چو زن”.

 

همچنین بخوانید: حکایت شاه ظالم از گلستان سعدی

در این نگاه زن زیبا می تواند موجب گمراهی مرد شود و در اکثر داستان ها شاهد متنبه شدن مرد باایمان و بازگشت او به سلوک عارفانه است.

وب سایت گفتنی در بخش سرگرمی، حکایت و افسانه ملل و همچنین انواع مطالب جالب در بخش عجایب را با شما به اشتراک می گذارد.

در ادامه حکایت شیخ صنعان را خواهیم خواند:

ببینید: تست بینایی کروکودیل را در عرض 5 ثانیه پیدا کنید!

حکایت شیخ صنعان:زیبایی دختر جرقه عشق زد

شیخ صنعان چند شب پیاپی در خواب می بیند که از مکه به روم رفته و بر بتی، مدام سجده می کند. پس از تکرار این خواب در شبهای متوالی، او پی می برد که مانعی در سر راه سلوکش پیش آمده و زمان سختی و دشواری فرا رسیده است. و لذا تصمیم می گیرد تا به ندای درون گوش داده و به دیار روم سفر کند. جمع کثیری از مریدان وی(به روایت عطار،400 مرید)، نیز همراه وی راهی دیار روم می شوند.

حکایت شیخ صنعان: دختر شرط می گذارد

در آن دیار، شیخ روزها بر گرد شهر می گشته تا سرانجام روزی نظرش بر دختری ترسا، و بسیار زیبا افتاده و عاشق او می شود. عشق دختر ترسا، عقل شیخ را می برد؛ شیخ، ایمان می دهد و عاشق زن می شود.

دختر ترسا از عشق شیخ آگاه می شود و پس از آنکه در مقام معشوق، ناز کرده و شیخ را به سبب عشقش سرزنش و تحقیر می کند، سرانجام در برابر نیاز شیخ، چند شرط برای وصال قرار می دهد: سجده بر بت، خمر نوشی، ترک مسلمانی.

شیخ عاشق، نوشیدن خمر را می پذیرد و آن دو دیگر را، نه. اما پس از نوشیدن خمر و در حال مستی، دو شرط دیگر را نیز اجابت می کند.

کابین دختر گران است و شیخ مفلس از پس آن بر نمی آید؛ ولی دل دختر به حالش سوخته و به جای سیم و زر، یک سال خوکبانی را بر شیخ وظیفه می کند و شیخ به مدت یکسال خوکبانی دختر را اختیار می کند.

حکایت شیخ صنعان: توبه شیخ از شومی زن زیبا

یاران که تحمل این خفت و رسوایی را نداشتند، سرانجام شیخ خود را رها می کنند و به حجاز برمی گردند و گزارش اعمال او را به مریدی (از یاران خاص شیخ) که هنگام سفر روم غایب بود می دهند. او آنها را سرزنش می کند که چرا شیخ خود را در چنان حالی رها کرده اند و به همراه سایر مریدان به روم باز می گردند و معتکف می شوند و 40 شب به دعا پرداخته و با تضرع و زاری از خدا طلب نجات شیخ را می کنند. در شب چهلم، سرانجام مرید باوفای شیخ، پیامبر اسلام (ص) را در خواب می بیند که به او بشارت رهایی شیخ را می دهد.

او همراه با مریدان عازم دیدار شیخ می شوند و شیخ را می بینند که از نو مسلمان شده و توبه کرده است. و همراه با شیخ به سوی حجاز باز می‌گردند.

حکایت شیخ صنعان: دختر زیبا پشیمان شده و مسلمان می شود

اما دختر ترسا که زمانی ایمان شیخ را زائل کرده بود، شب هنگام در خواب می بیند که او را به سوی شیخ می خوانند که دین او اختیار کند. احوالش دگرگون می شود و دلداده و سرگشته، دیوانه وار، سر به بیابان، در پی شیخ می گذارد.

شیخ باز می گردد و دختر را آشفته و مشتاق می یابد؛ دختر به دست او به اسلام ایمان می آورد و چون طاقت فراق از حق را نداشته، در دامان شیخ، جان بر سر ایمان خود می نهد.

حکایت شیخ صنعان: همان طور که در حکایت مشهور بالا مشاهده می کنید، نگاه سنتی و غیرمدرن تنها یک سیر و منطق را درست می بیند و آن مسلمان شدن زن ترساست. در داستان های عارفانه، مردان در خرد و جایگاه بالاتر قرار دارند و از این رو در مسیر درست تری هم قرار دارند و زیبایی زن می تواند از عوامل فساد در آن ها باشد.

امیدواریم که از حکایت شیخ صنعان لذت برده باشید. برای دیدن تست های جالب و پرطرفدار ما پیشنهاد می شود حتما به بخش سرگرمی سر بزنید. همچنین در بخش عجایب و حکایت می توانید داستان ها و دانستنی های جدید را بخوانید.

 

 

لینک های مرتبط:

داستان کوتاه درباره حسادت: برادر حسودی که قناعت نداشت!

گرم شدن هوا و شهرهایی که تا سال 2030 از بین می روند!

بدترین کشورها برای اخذ تابعیت: این کشورها به شما اقامت شهروندی نمی دهند!

اگر دید خوبی دارید کلمه “MULA” را در 7 ثانیه پیدا کنید

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوزده − ده =

دکمه بازگشت به بالا