سبک زندگیمهارت های زندگی

شرم و نفرت از خود: چرا از خودم بدم می آید و چگونه با آن مقابله کنم؟

شرم و نفرت از خود: اگر نسبت به خود و وجودتان احساس بی کفایتی و شرمساری دارید می دانید که چقدر ادامه زندگی می تواند طاقت فرسا و ناامیدکننده باشد.

خیلی از این احساسات مربوط به تجربیات بیرونی ما و ناشی از آن هستند، مانند شرایط شغلی و مالی، مشکلات خانوادگی یا محل کار و یا تجاربی که هویت، جایگاه اجتماعی و حتی دوران کودکی ما مربوط می شوند. حتی محل زندگی ما می تواند بر میزان احساس شرمساری موثر باشد.

با وجود تمام این مشکلات آیا راهی برای مقابله با این احساس بد وجود دارد؟ برای غلبه بر احساس تنفر از خود، مهم است که علائم و نشانه‌ها را بشناسید، علل و محرک‌های زمینه‌ای را درک کنید، تأثیرات قدرتمندی را که بر زندگی‌تان می‌گذارد، درک کنید، و در نهایت، برنامه‌ای برای غلبه بر این احساسات از خود داشته باشید.

در این بخش از سبک زندگی ما به نشانه ها و پیامدهای احساس شرم و نفرت از خود می پردازیم و راه های مقابله با این حس را از دید روان درمانگران ارائه می دهیم. با این مقاله وب سایت گفتنی همراه باشید.

نشانه های شرم و نفرت از خود

ذهنتان بیش تر بر امورات منفی روزانه تان متمرکز است

روزهای بد برای همه وجود دارد و برای بعضی ها کم تر یا بیش تر. این نرمال است که شما از عقب افتادن اجاره ماهیانه تان ناراحت و عصبی باشید و هرکس شما را به شاد بودن تشویق کند معلوم است که یک شیاد است.

اما آن چه باعث می شود احساس شرمساری به مرور در شما شکل بگیرد، تمرکز محض بر روی مشکلات است. عدم مدیریت احساسات نه تنها شما را از تله های زندگی تان نمی رهانند، بلکه باعث افسردگی بیش تر می شوند و کمتر احتمال دارد بتوانید اوضاع زندگی تان را مدیریت کنید.

عدم واکنشتان به تعریف از روی شرم است نه تواضع

فرهنگ شرقی با تعارفی بودن و تواضع گره خورده است و بر خلاف تصور عموم صفت خوبی است. اما شما واقعا باید از روی تواضع نسبت به تعریف دیگران واکنش نشان دهید نه از روی احساس کم بودن وکم اهمیت بودن کاری که بابت آن تحسین شده اید! این دو احساس با هم فرق می کنند و نیت و انگیزه شما می تواند نشان دهد که آیا از آن چه هستید شرمسارید یا احساس رضایت دارید.

داشتن تفکر و منطق صفر و صد

این احساس با یک کمال گرایی مفرط مرتبط است. شما کسی هستید که با کوچک ترین شکست در کاری احساس بی ارزشی می کنید و هر اتفاق ناخوشایندی را به میزان توانمندی خود نسبت می دهید. بعضی از امور از حیطه اختیارات شما خارج اند و احساس اینکه همه چیز را با برنامه ریزی می توان به سرانجام خوبی رساند جز آسیب زا بودن جنبه موفقیت آمیزی برایتان نخواهد داشت.

اغلب احساس حسادت می کنید

حسادت خود را نسبت به دیگران حس می کنید و ممکن است آنها را کاهش دهید تا احساس بهتری نسبت به موقعیت خود در زندگی داشته باشید.

به خودتان سخت می گیرید

اگر اشتباهی مرتکب شوید، برایتان سخت است که خودتان را ببخشید. همچنین ممکن است از کارهایی که در گذشته انجام داده اید یا انجام نداده اید پشیمان شوید. ممکن است در رها کردن و جابجایی اشتباهات گذشته مشکل داشته باشید.

عزت نفس پایین

همه ما در جامعه زندگی می کنیم و برای آن ها بسیاری از کارهایمان را انجام می دهیم. از نوع لباس پوشیدنمان گرفته تا حرفه هایی که دنبال می کنیم در آن نوعی از تایید جامعه را هم در نظر می گیریم. اما از جایی به بعد افراط بیش از حد در این نوع نیاز به تایید شدن، منجر به این می شود که خواسته هایمان را فدای تفکرات رایج و غلط کنیم.

همه می دانیم که نباید همیشه به حرف دیگران چشم بسته اعتماد نمود. قبل از هر تصمیمی ما می توانیم از مشورت دیگران بهره مند شویم اما لزومی ندارد حرف دیگران همیشه درست باشد. اما تجزیه و تحلیل در زندگی روزمره کاری است که صبر و جسارت می طلبد.

عدم نیاز به تایید و قضاوت دیگران اگرچه موجب می شود خلاف بعضی نگرش های عرفی حرکت کنیم اما در بلند مدت باعث آرامش خاطر ما خواهد شد.

علل شرم و نفرت از خود

علل شرم و نفرت از خود- کاریکاتور تنفر از خود

اگر این علائم خیلی آشنا به نظر می رسند، احتمالاً از خود می پرسید که چرا از خود متنفرید و  چگونه این احساسات دردناک برایتان رخ داده اند. در زیر برخی از دلایل احتمالی برای بررسی وجود دارد:

تجربیات دوران کودکی

آیا با والدینی بزرگ شدی که از شما انتقاد داشتند؟ یا آیا والدینی داشتید که به نظر می رسید با استرس، عصبانی یا پرتنش هستند؟

اگر چنین است، ممکن است یاد گرفته باشید که ساکت باشید و در پس زمینه محو شوید. تجارب یا آسیب های دوران کودکی مانند سوء استفاده ، غفلت، کنترل بیش از حد یا مورد انتقاد قرار گرفتن می تواند منجر به ایجاد یک صدای درونی منفی شود.

روابط بد

همه صداهای انتقادی درونی در دوران کودکی شروع نمی شوند. اگر در رابطه یا دوستی با کسی بودید که رفتارهای مشابهی داشت، این تجربه می‌توانست صدای درونی منفی ایجاد کند.

این حتی می تواند شامل یک رابطه کاری با یک همکار یا سرپرست باشد که تمایل دارد شما را پایین بیاورد یا احساس حقارت به شما بدهد. هر نوع رابطه ای این پتانسیل را دارد که لحن منفی در ذهن شما ایجاد کند و صدای درونی منفی ایجاد کند که تکان دادن آن سخت است.

قلدری

آیا در مدرسه، محل کار یا در رابطه دیگری قربانی قلدری شدید؟ حتی روابط گذرا با مردم می تواند خاطرات ماندگاری ایجاد کند که بر خودپنداره شما تأثیر بگذارد و بر عزت نفس شما تأثیر بگذارد.

اگر متوجه می‌شوید که خاطراتی از رویدادهای به‌ظاهر بی‌اهمیت با افراد قلدر از گذشته یا حال خود دارید، ممکن است این تجربه تأثیر طولانی‌مدتی بر ذهن شما داشته باشد. اگر صدای درونی منفی شما کلمات قلدرهای زندگی واقعی شما را دوباره پخش می کند، کار عمیق تری برای رها کردن آن افکار به جای درونی کردن آنها دارید.

حوادث تروماتیک

آیا رویدادهای آسیب زای زندگی مانند تصادف رانندگی، حمله فیزیکی یا خسارت قابل توجه را تجربه کرده اید؟ اگر چنین است، از دست دادن ممکن است شما را متعجب کند، “چرا من؟” که می تواند به احساس شرم یا پشیمانی تبدیل شود، به خصوص اگر احساس می کنید به نوعی مقصر بوده اید.

محرک های محیطی

مدت‌ها پس از رویدادهای اصلی، ممکن است متوجه شوید که توسط چیزهایی که در زندگی روزمره‌تان اتفاق می‌افتد تحریک می‌شوید. به عنوان مثال، یک همکار جدید ممکن است یک تجربه بد گذشته در محل کار را به شما یادآوری کند، یا یک دوست جدید ممکن است خاطره ناخوشایندی از دوران کودکی شما ایجاد کند.

پیامدهای نفرت و شرم از خود

شرم و نفرت از خود- مرد شرمسار از خود

  • ممکن است تلاش برای انجام دادن کارها را متوقف کنید، زیرا احساس می کنید که آنها فقط پایان بدی خواهند داشت.
  • ممکن است در رفتارهای خود تخریبی مانند استفاده از مواد، خوردن بیش از حد یا منزوی کردن خود شرکت کنید.
  • ممکن است تلاش‌های خود را خراب کنید یا در مراقبت از خودتان شکست بخورید.
  • ممکن است ناآگاهانه افرادی را انتخاب کنید که برای شما بد هستند یا از شما سوء استفاده می کنند، مانند دوستان یا شرکای سمی.
  • ممکن است با اعتماد به نفس پایین و عزت نفس پایین دست و پنجه نرم کنید.
  • ممکن است در تصمیم گیری مشکل داشته باشید و زمانی که در بلاتکلیفی فلج می شوید، احساس می کنید که نیاز دارید دیگران شما را راهنمایی کنند.
  • ممکن است تمایلی کمال گرا داشته باشید و برای انجام کارها تلاش کنید.
  • ممکن است بیش از حد نگران مشکلات روزانه یا آینده خود باشید.
    برای شما سخت است که چیزهای خوب خود را باور کنید و احساس می کنید وقتی دیگران از شما تعریف می کنند، فقط خوب رفتار می کنند یا دستکاری می کنند.
  • ممکن است نتوانید به دنبال اهداف و رویاهای خود بروید و احساس عقب افتادگی کنید.
  • ممکن است به توانایی های خود و آنچه می توانید انجام دهید شک کنید.
  • ممکن است آینده را بسیار تاریک بدانید و هیچ انتظار مثبتی نداشته باشید.
  • ممکن است احساس کنید که به هیچ جا تعلق ندارید و فردی طرد شده و از دنیای اطراف خود جدا شده اید.

چگونه با شرم و نفرت از خود مبارزه کنیم

شرم و نفرت از خود- عکس آشتی با خود

با منتقد درونی خود صحبت کنید

همانطور که شروع به آگاهی بیشتر از احساسات خود و محرک های آنها می کنید، سعی کنید افکاری را که هنگام مواجهه با رویدادهای منفی در سر دارید را شناسایی کنید. از خود سؤال کنید که آیا افکار شما واقع بینانه هستند یا اینکه آیا درگیر تحریف افکار هستید.

سعی کنید در مقابل قلدر درونی خود بایستید و با ندای درونی خود با استدلال هایی مخالف آن مقابله کنید.

شفقت به خود را تمرین کنید

به جای اینکه از خود متنفر باشید، تمرین کنید که به خودتان شفقت نشان دهید. این به معنای نگاه کردن به موقعیت‌ها با دیدی متفاوت، دیدن چیزهای خوبی است که انجام داده‌اید و به تفکر سیاه یا سفید پایان دهید. به دوست یا عزیزی که افکار مشابهی در مورد خودش دارد چه می گویید؟

آیا آن اتفاق بدی که افتاد واقعاً پایان دنیا بود؟ آیا می‌توانید شرایط را مجدداً تنظیم کنید تا به جای یک فاجعه، آن را یک عقب‌گردی بدانید؟ وقتی بتوانید با خودتان مهربان‌تر باشید، احساسات مثبت‌تر و صدای درونی مثبت را باز خواهید کرد. تحقیقات نشان می دهد که درمان متمرکز بر شفقت می تواند عزت نفس را بهبود بخشد، که می تواند برای کاهش نفرت از خود مفید باشد.

مدیتیشن را تمرین کنید

اگر برایتان سخت است که سرعت خود را کاهش دهید و خود را از تفکر منفی دور کنید، سعی کنید یک تمرین مدیتیشن منظم را شروع کنید . درگیر شدن در مدیتیشن راهی برای خاموش کردن صدای منفی در ذهن شماست. همچنین مانند یک ماهیچه است. هرچه بیشتر تمرین کنید، راحت تر می‌توانید ذهن خود را آرام کنید و افکار منفی را رها کنید.

به یک درمانگر مراجعه کنید

اگر با سلامت روان خود دست و پنجه نرم می کنید، ممکن است از مراجعه به یک درمانگر سود ببرید. در حالی که این امکان وجود دارد که ذهنیت خود را به تنهایی تغییر دهید، یک درمانگر می تواند به شما کمک کند تا سریعتر با آسیب های گذشته مقابله کنید و شما را به سمت الگوهای فکری مفیدتر راهنمایی کند.

مراقب خودتان باشید

به جای درگیر شدن در رفتارهای خود ویرانگر، به مراقبت از خود بپردازید. این رویکرد به معنای مراقبت از سلامت جسمی و روانی خود با انجام تمام کارهایی است که باعث می شود احساس خوبی داشته باشید. غذای سالم بخورید، به طور منظم ورزش کنید، به اندازه کافی بخوابید، زمان استفاده از شبکه های اجتماعی و صفحه نمایش را کاهش دهید، در طبیعت وقت بگذرانید و با مهربانی با خودتان صحبت کنید.

به سمت زندگی که می خواهید حرکت کنید، فارغ از اینکه رسیدن به آن چقدر ممکن است به آن

این ممکن است به معنای یافتن یک مسیر شغلی جدید، مسافرت، رهایی از بدهی، پایان دادن به یک رابطه، تشکیل خانواده یا دور شدن باشد. ارزش های خود را تعیین کنید و سپس شروع به عمل مطابق با آنها کنید. وقتی شروع به همسو شدن با ارزش های خود کردید، راحت تر می توانید به خودتان اعتماد کنید.

لینک های مرتبط:

علت تنهایی: 3 دلیل برای اینکه دوستی های واقعی در جامعه امروزی دارند نادر می شوند

حقایقی تلخ درباره چهره زیبا در دنیای امروز

چگونه فرزندان شادی تربیت کنیم؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × 5 =

دکمه بازگشت به بالا